عبدالحسین سبحانی

زندگینامه

حجت الاسلام و المسلمین شیخ عبدالحسین سبحانی
شيخ عبدالحسين سبحاني در سال ۱۳۲۱ ش در شهرستان دزفول متولد شد. از كودكي و نوجواني رفتار و گفتارش نشانگر استعداد فراوان و كنجكاوي بي‌پايانش بود. در آن چهره نيرويي نهفته بود كه خبر از روحي بلند و آزاده داشت. وي تحصيل علوم اسلامي را در حوزه علميه آيت‌الله معزي دزفول آغاز كرد.
همزمان با درس به فعاليت‌هاي اجتماعي نيز پرداخت و منشا همه دردها و مصيبت‌ها را دريافت و وقتي آمادگي لازم را براي خدمت به اسلام و مسلمين در خويش ديد، تلاش گسترده‌اي را آغاز كرد. مي‌خواند، مي‌نوشت،‌ سخنراني مي‌كرد و روشنگري مي‌نمود.
شهيد سبحاني عالمي فاضل، زاهد، با بصيرت و انقلابي بود و به امام‌(ره) و نهضت سال ۴۲ عشق مي‌ورزيد، از سال ۴۲ كه تحت‌تاثير افكار بلند اسلامي امام‌ راحل، با دوستان و همفكرانش انجمن اسلامي دانشوران دزفول را تاسيس نمود، به تعليم و تربيت جوانان مستعد و مبارز عليه نظام ستم‌شاهي طاغوت پرداخت و با سخنراني‌هاي مهيج و حماسه‌آفرين توانست حركتي همه‌گير و تكان‌دهنده در دزفول به وجود آورد.
در ادامه فعاليت‌هاي مذهبي خود از سال ۴۸ به تشكيل جلسات مذهبي اكتفا ننموده و با بسط و توسعه فعاليت‌هاي ساواك، نيروهايي را كه توان تجزيه و تحليل مسائل سياسي را داشته و داراي قدرت نظامي بودند، شناسايي نموده و هسته زيرزميني براي انجام فعاليت‌هاي مخفيانه بر عليه رژيم طاغوت تشكيل داد.
اين تشكل حول محور يك روحاني آزاد و آگاه و مبارز عملا از سال ۴۹ فعاليت‌هاي سياسي و نظامي خود را با انجام اموري از جمله تكثير قسمتي از رساله امام به نام «ملحقات» كه شامل مسائل سياسي امر به معروف و دفاع و همچنين اعلاميه‌ها و به خصوص پيام امام در رابطه با تحريم جشن‌هاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي پرداخت و با تدارك مواد منفجره و فراهم آوردن دستگاه تايپ و تكثير، حملاتي را عليه رژيم آغاز كرد. اما ساواك گروه را كشف و مورد تهاجم وحشيانه خود قرار داده و همه اعضاي گروه را دستگير نمود.
بعد از دستگيري اعضاي گروه، ماموران ساواك برخورد شديدي با شهيد سبحاني داشتند. شهيد سبحاني در برابر افراد ستمگر و عناصر اصلي ساواك از جمله سرهنگ افراسيابي، رئيس ساواك دزفول، خيلي جسور و پرجرأت و بارشادت بود و در محاكمات و بازجويي‌ها، رژيم را به تمسخر مي‌گرفت و در مقابل ساواك و عوامل رژيم از موضع عزت و اقتدار برخورد مي‌كرد. قدرت روحي و خستگي‌ناپذيري شهيد سبحاني براي همرزمانش و همچنين براي ساير مبارزان در زندان‌هاي دزفول و اهواز الهام‌بخش و شجاعت‌آفرين بود.
در زندان شهيد سبحاني را دستبند قياني زده و با تسمه پروانه كولر آبي كه از شلاق معمولي خيلي دردناكتر بود، شلاق مي‌زدند. همچنين ماموران بي‌رحم ساواك وي را در عقب جيپ لندرور گذاشته و با سرعت زياد از روي موانع و چاله‌ها حركت مي‌دادند كه با توجه به معلوليتي كه داشت، آسيب زيادي ديد به طوري كه ستون فقراتش عفونت كرده و در اثر همان ضربه‌ها و شكنجه دائم پس از ده‌ماه، در روز سوم مهرماه ۱۳۵۱ در زندان دژخيمان به شهادت رسيد. او به شهيدان پيوست، كلام گرم وي فرو خفت و پيكر پرتوان آن مبارز به سكون گرائيد، ولي شاگردان مكتب او راهش را ادامه دادند.
اعضاي گروه كه دست‌پرورده شهيد سبحاني بودند، هركدام بين شش ماه تا دو سال زنداني شدند كه آنها نيز در زندان از شكنجه ساواك هيچ واهمه‌اي نداشتند و هيچ اعتراضي نكردند. بلكه بعد از آزادي هركدام جرقه‌اي بودند كه اولا مبناي اعتقادي درستي داشتند، ثانيا تحت تربيت شهيد سبحاني بودند و ثالثا تجارب زندان را با خود آورده بودند و شكل برخورد با ساواك را آموخته بودند. لذا وقتي از زندان آزاد شدند خوب توانستند از نيروهاي برعليه رژيم استفاده نمايند.

گرامی باد یاد و راه شهید شیخ عبدالحسین سبحانی
انّهم لهم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون
صدق الله العلی العظیم

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد!

اطلاع رسانی
avatar
wpDiscuz

معراج اندیشه پویا